ترکه میره پیش یک دکتر تهرونی، میگه: آقای دکتر، از وقتی که به سن پنجاه سالگی رسیدم دیگه روزی سه دفعه بیشتر نمی تونم کس بکنم! دکتره شاکی میشه، میگه: ببینم تو اومدی دکتر یا اومدی کونِ منو بسوزونی؟!
یه ایرونی، یه آلمانی، یه اسپانیایی و یه ترکه
سوار هواپیما بودن که زیر هواپیما درمی ره، همه، حتی خلبان، از میله بالای هواپیما آویزون می شن، خلبان می گه: یکی از شماها باید از هواپیما بپره بیرون، ترکه یه می گه: من می پرم به یه
شرط: همه تون برام کف بزنین، همه براش کف می زنن و سقوط می کنن!!!
ترکه داشته تو خیابون میرفته، یه انگلیسیه ازش میپرسه:Sorry, do you know what time it is? ترکه هم که تو انگلیسی بیلمزِ بیلمز بوده، برمیگرده میگه: ایلده من که نفهمیدم چی گفتی، ولی محض احتیاط، کس ننه خوار کسدهت!
به ترکه میگن یه فحش باحال بده. میگه: نافم تو چشت. میگن: بیمزه.... اینم شد فحش؟ ترکه میگه: آخه وقتی نافم بره توی چشت، کیرم میره توی دهنت.
به قزوینیه میگن: آدرس سایتتو بده. میگه: دمرو، دمرو، دمرو، دات کون، دات کان
یه اردبیلی با یه اردکانی دعواش میشه، میگه: ارم به ارت در، بیلم تو کونت!
یه روز یه ترکه یه دختره رو میکنه و دختره هم حامله میشه. دختره ناراحت میشه و میگه: باید بیایی و منو بگیری. ترکه میگه: حالا باید چیکار کنم؟ دختره میگه: باید بیای خواستگاری. خلاصه ترکه میره خواستگاری و ننه بابای دختره میگن: ما باید خوب فکر کنیم و بعد به شما جواب میدهیم. بعد از یه هفته ترکه برای جواب میره. بابا دختره میگه: ما با بزرگان و ریشسفیدهای فامیل مشورت کردیم و نتیجه گرفتیم که: حاضریم بچه حرومزاده داشته باشیم ولی داماد ترک نداشته باشیم!
یه پسره عروسی کرده بود و شب زفاف بود و پسره هم بلد نبود که چهکار باید بکنه. به باباش جریان رو گفت و باباش هم یه بیسیم داد به پسره و یه بیسیم هم خودش برداشت و گفت: ناراحت نباش، با این بیسیم لحظه به لحظه بهت میگم که باید چه کار کنی! پسره رفت توی اتاق. باباش گفت: لخت شو... اونو هم لخت کن... ماچش کن... حالا همون چیزی رو که هم من دارم و هم تو، بکن توی سوراخش... پسره هم بیسیم رو کرد توی سوراخ!
قزوینیها به ناف میگن: سوراخ بی مصرف!
* یه شب تو کلانتری، افسر نگهبان و استوار حوصلهشون سر رفته بود. افسره گفت: پاشو برو یکی رو الکی بگیر بیار یه کم سر کارش بزاریم. استواره میره و یه ترکه رو میگیره. افسر نگهبان میگه: این مرتیکه چیکار کرده؟ استوار میگه: جناب سروان، تو قهوهخونه با کیرش داشت چایی هم میزد. ترکه میگه: جناب سروان، به خدا دروغ میگه، اولا مگه من خرم که با کیرم چایی داغ رو هم بزنم؟ دوما چیز من گنده است و تو استکان نمیره! سوما اگه باور نمیکنید، یه لیس از کیرم بزنید، اگه شیرین بود منو بندازین زندان!
ملای یک محلهای یک جور مرض مغزی میگیره، اعداد و ارقام رو خوب یادش نمیمونده و نتیجتاً هی بالای منبر سوتیای ناجور میداده. خلاصه آخر ریش سفیدای محل جمع میشن و تصمیم میگیرن که از سری بعد یک نخ به تخم این بنده خدا ببندن که هرجا سوتی داد این نخه رو یکم بکشن تا حواسش جمع شه. خلاصه جمعة بعد جناب ملا میره بالای منبر و شروع میکنه به روضة پر سوزوگدازی گفتن و میرسه به اینجا که امام حسین با 72 تن از یارانش رفت به سوی صحرای کربلا. ازبخت بد همون موقع دو تا بچه داشتن پای منبر گرگم به هوا بازی میکردن، پای یکیشون گیر میکنه به نخ و تخم حاج آقا کشیده میشه. حاج آقای بنده خدا هم زود حرفشو تصحیح میکنه، میگه: ببخشید، 720 تن از یاران... باز هم از بخت بد پای بچه دوم هم گیر میکنه به نخ. حاجی باز زود حرفشو تصحیح میکنه: میگه: عذر میخوام، 7200 تن از یاران... ریش سفیدای محل میبینن گند قضیه داره پاک در میاد، میخوان یجور به حاج آقا حالی کنن که دیگه ازین خراب ترش نکنه، نخ رو میگرن هی پشت سر هم میکشن. حاج آقا قاط میزنه، میگه: ببینید مردم! یا 72 تن بودن، یا 720 تن بودن، یا 7200 تن، یا اینکه نخ افتاده دست یک آدم خوارکسده!
مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع میکنه، میگه: دیشب یه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه میگن: وااای... یکی میگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه میگه: اینطور که فهمیدیم این مرده رفته بوده تو اتاق یکی از دخترا. همه میگن: وااااای... یکی میگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه میگه: تازه، یه کاپوت هم پیدا شده. باز همه میگن: واااااای... یکی میگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه میده: ولی گویا اون کاپوت سوراخ بوده. همه میگن: هه هه هه... یکی میگه: وااااای
قاضی به شاهد که یه ترک بود میگه: لطفا" برید تو جایگاه شهود و کتاب انجیل رو بگیرید دستتون و قسم بخورید که راست میگین. ترکه میره جایگاه شهود و انجیل رو میگیره دستش و بلند میگه: این تو کون آدم دروغگو!!!!!!!!
عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشی باز میکنن، رو تابلوش مینویسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ .... محصولی از کون مرغ
ترکه میره دکتر میگه: آقای دکتر تخمم درد میکنه، دکتر دست میزنه میگه: الان چه احساسی داری؟ میگه: دکتر جون دوست دارم ادامه بده
فیله یه مرد لخت می بینه یهو می زنه زیره خنده.....مرده ازش می پرسه چرا می خندی؟...فیله میگه با اون چه طوری نفس می کشی
۲- ترکه رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو
۴-ترکه می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده .میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ میگه : بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن
۶-ترکه واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن . رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ ترکه یه خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی
۷- می دونی به فرماندار قزوین چی میگن؟
ارباب حلقه ها !!!
جشنواره فیلم تخیلی رشت :
۱) زن باوفا
۲) شب های بی اصغر آقا
۳) خوش غیرت
۴) حلال زاده
۵) که سیمرغ بلورین هم برده : پسری که یک پدر
داشت!!!
۹-ترکه میره تو خیابون می بینه نوشته : سیو همان سیب است... میگه : دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!
قزوینیه انگشتش میشکنه از ناراحتی سکته میکنه
دیگه همه میدونند که اتفاق نا گواری که افتاد و وبلاگها عذادار شدن برای چی بود نا مردا گیتار شماعی زاده رو دزدیدن اندی هم در این خصوص اعلام کرد خوشگلایی که نمی خوان برقصن باید برن دنبال گیتار حسن شماعی زاده بگردند......!!! وای حالا باید بگردم دنبال گیتارحسن شماعی زاده
به ترکه یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
یه روز فرمانده به سربازش که ترک بوده میگه اینجا وایستا نگهبانی بده اگه از دور سیاهی دیدی بگو ایست اگر دیدی باز جلوتر امد بازم بگو ایست اگه دیدی بازم جلوترآمد بگو ایست والی شلیک میکنم ترکه میگه باشه چند دقیقه بعد یه سیاهی میبینه میگه ایست مبینه سیاهیه بازم جلوتر آمد بازم میگه ایست بازم سیاهیه میاد جلوتر ترکه داد میزنه ایست والی شلیک میکنم یدفعه سیاهیه داد میزنه پدرسگ تو که تفنگ نداری بذار اول بهت تفنگ بدم
لقمان را گفتند ادب را از که اموختی؟ گفت به تو چه ؟ اشغال عوضی
از ترکه می پرسن این علامت جمجمه و استخون که دزدای دریایی دارن یعنی چی؟ ترکه یه کم فکر می کنه میگه یعنی خوردن کله پاچه در کشتی ممنوع
می دونی علی کریمی تو بازی ایران پرتغال چرا بیرون رفت؟............فردوسی پورم نفهمید..............برانکو فرستادش دنبال گیتار حسن شماعی زاده بگرده
ترکه پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار
حیف که فقط تو یکی رو دارم............اگه از تو یه عالمه داشتم............الان یه گاوداری زده بودم
اخونده می ره بالا منبر یه خانومه می گه حاج اقا من تو خونه حجابم رو رعایت می کنم .میگه افرین کلید بهشت رو بدین به این خانوم. یکی دیگه می گه حاج اقا این که چیزی نیست من تو خونه جادرم می پوشم .می گه افرین به شما کلید بهشت رو بدین به این خانوم. یکی دیگه می گه من تو خونه با رکابی می گردم.میگه افرین کلید خونه اینارو بدین به من
بچه اصفهانیه به باباش می گه بابا املا شدم بیست باباش می گه پدرسگ مگه ده چه عیبی داره که اینهمه بیخودی خودکار مصرف می کنی؟
اگه فکر می کنی دوستت دارم اگه فکر می کنی بی تو می میرم اگه فکر می کنی یه روز ندیدنت واسم یه عمره اگه فکر می کنی واست می میرم...............................خوب گه می خوری از این فکرا می کنی من کی اینارو گفتم؟!!!
ترکه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده............
به ترکه می گن شما ایمیل دارین؟ می گه نه خیلی ممنون من تازه غذا خوردم نوش جان!!!
ترکه تو جوی آب تف میکنه میره دنبالش پاشو بگذاره روش
ترکه کدو تنبل میخره میگذاردش کلاس تقویتی
به میرزاپور می گن: چرا همش موقع سرود ملی می خندی؟ میگه اخه دایی پیشمه میگه شر زدز افق!!!
ترکه سوار الاغ داشته میرفته.هر که به او نگاه میکرده میگفت:چیه خر دو طبقه ندیدی
ترکه میره استادیوم، جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالای سرش رو با تعجب نگاه می کرده! بهش میگن: چرا فوتبال نگاه نمیکنی؟ میگه: دنبال کلمه «زنده» میگردم
یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن تو اینجا چکار می کنی؟؟ میگه من جایزشم
یک روز یه سوسک از سوراخ دستشویی میاد بیرون از اون میپرسند: چرا اومدی بیرون؟ میگه: به امید یه هوای تازه تر... گفتیم از رفتن و خوندیم از سفر....! !!!
